نفس عمیق و جواب خدا
اندیشه سبز
از اینم٬ گذشتم. رفتم با غرورم که می توانم در کویر خشکم چنین کنم ٬ شروعم روزم بود نفسم نمی آمد٬ نمی آمد بارانم٬ نبود که بنوشم٬ تا اینگونه شدم که به درونم رفتم. پیدا کردم سایه ام بالای دره ام ٬که نام نهادم سایه سیاهم٬ اویم دیدم به اویم گفتم با نگاهم گفتم نگاهش ٬ شاهرگ خیالش بگیرم٬ نگاهم کرد نگاهش ٬افتادم پایین دره ام٬ حالم خورد شد چشمم تار و خیس شد. آمدم بیرونم از درونم٬ دیگر نفسم تنگ نمی شد تشنه ام نمی شد٬ که گذشتم با چنان آسودگی از کویر خشکم٬ همم دیدم شاهرگ خیالش٬ که رفت از خیالش.... شب هنگام بهار٬ سایه ام از ماه شده بود٬ طنین دل خاک٬ وای زیبا شده بود... می دانم دلی نیست که بی بال و پر نباشد.ساخته هر ذهن برایش کم باشد .. پروانه ها دل ها و یال هایشان از شیرها شاهد تر است .. نگاهشان برترین عالم است ٬نخواهی دید بی گمان٬ نبینی از یک نظر به روی خود ٬شمیم شهد شاهد این نیست٬ که بگویی شهریارا نمی دانم٬ این گونه نباشد . درددل غوغای دگر باره نکنم بی توانایی پروردگارم٬ شک نکنم بی پروردگارم راه نرفته نروم بی پروردگارم . برگ سالهاست پیر شده فقط گاهی رنگ عوض می کند. همیشه زیبا و تندرست باشید. انشاء عید یادتون نره!!! از محبت ماریه برای ویرایش این متن تشکر می کنم . در شهر من نوشته نانموده خوانی نامه نانوشته را شور کلامت بی پرده. بگویم از حالم٬ بی قرار مانند بهمن٬ شاپرکها مانند پروانه ها نیستند٬ جای جدید طلب نمی کنم از دل تو مثل خروار گوهر شبیه چه شدم٬ شالم بلند است روحم تهی بی نگار نشدم و نمی شوم برکت از آن همه می خواهم صبر به عنوان دارم٬ یکی دیگر بگوید ادامه دارد این نامه بزرگ شده با عزاداری کردن برای حسین خاطره ها دارند همه از یاد حسین گرامی میداریم برای کربلا . ای غم شده سپاه خاک روزگار خورشید را به یادم آور تمام شدن نیک کلمات پروانه را به یادم آور آن خاک زنده به یاد دارد به یادم آور ای خاک شهادت امام حسین (ع) و ۷۲ تن از یاران با وفای امام حسین(ع) را به همه تسلیت می گویم. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شیرینی شما یک جرعه آب با ظرف قدیمی زیبا که طعم تنها یادگاری دیار قدیم آنها را میدهد.
قدم های ما,ناگاه...برترین است!
ای کاش همه مینوشیدید آب چشمه ی زیر درخت را!!...ای کاش مینوشیدید!
به گمانم امشب که شود بیشتر خنده رو تر شویم؛وقت بیداری به یادگارها بیشتر بیاندیشیم!



