تبليغاتX
نفس عمیق و جواب خدا

نفس عمیق و جواب خدا

اندیشه سبز

 شروعم را در روزم بود٬ رفتم تا آنکنم برای اولینم در کوههای سردم٬ اما می دانستم می گذشتم

 از اینم٬ گذشتم. رفتم با غرورم که می توانم در کویر خشکم چنین کنم ٬ شروعم روزم بود

نفسم نمی آمد٬ نمی آمد بارانم٬ نبود که بنوشم٬ تا اینگونه شدم که به درونم رفتم. پیدا کردم 

سایه ام بالای دره ام ٬که نام نهادم سایه سیاهم٬ اویم دیدم به اویم گفتم  با  نگاهم گفتم

 نگاهش ٬ شاهرگ خیالش بگیرم٬ نگاهم کرد نگاهش ٬افتادم پایین دره ام٬ حالم خورد شد

چشمم تار و خیس شد. آمدم بیرونم از درونم٬ دیگر نفسم تنگ نمی شد تشنه ام نمی شد٬ که

گذشتم با چنان آسودگی از کویر خشکم٬ همم دیدم شاهرگ خیالش٬ که رفت از خیالش....   

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 8:33 توسط امیر| |
بهار زیبا آنست ٬ که بدانیش از دل به دل خودت٬ از نگاه زیبای خودت ٬همان که با تو٬ وجود تو ٬عهد بست به جانش٬ بهار بخشی٬ به طبع خودت٬ به او خوش آمد گویی ....

شب هنگام بهار٬ سایه ام از ماه شده بود٬ طنین دل خاک٬ وای زیبا شده بود...

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 0:13 توسط امیر| |
ای انسان آگاه باش هر چه انجام دهی نزد پروردگارت می ماند تا روزی به تو بازگردانده شود ....

می دانم دلی نیست که بی بال و پر نباشد.ساخته هر ذهن برایش کم باشد ..

پروانه ها دل ها و یال هایشان از شیرها شاهد تر است ..

نگاهشان برترین عالم است ٬نخواهی دید بی گمان٬ نبینی از یک نظر به روی خود ٬شمیم شهد شاهد این نیست٬ که بگویی شهریارا نمی دانم٬ این گونه نباشد .

درددل غوغای دگر باره نکنم بی توانایی پروردگارم٬ شک نکنم بی پروردگارم راه نرفته نروم بی پروردگارم .

برگ سالهاست پیر شده فقط گاهی رنگ عوض می کند.

 

نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 12:34 توسط امیر| |
عید نوروز را ٬به همه دوستان خوبم ٬شاد باش و تبریک میگم ...

همیشه زیبا و تندرست باشید.

انشاء عید یادتون نره!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 15:50 توسط امیر| |
سرزمین آب!قسم نخور,به خدایت بالیده ام!در این کوی و برزن به فدایت شهید روح شهادت شدم.
شیرینی شما یک جرعه آب با ظرف قدیمی زیبا که طعم تنها یادگاری دیار قدیم آنها را میدهد.
قدم های ما,ناگاه...برترین است!
ای کاش همه مینوشیدید آب چشمه ی زیر درخت را!!...ای کاش مینوشیدید!
به گمانم امشب که شود بیشتر خنده رو تر شویم؛وقت بیداری به یادگارها بیشتر بیاندیشیم!

 

از محبت ماریه برای ویرایش این متن تشکر می کنم .

نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 11:15 توسط امیر| |
باد می گفت سروش زیبا می سرایم برایتان آفتاب می گفت روشنایی بهشت می تابانم آسمان می گفت این بالا را مراقبم خاک می گفت این پایین را مراقبم باران می گفت می بارم برایتان هر چه بخواهید ... چقدر به ما محبت دارن چقدر اتحاد دارن ...

نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 8:48 توسط امیر| |
تسلیت میگم رحلت حضرت محمد (ص) به همه دوستان خوبم..

 

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 0:28 توسط امیر| |
برایت یک نوشته دارم نامه ایی که برای من ناتمام خواهد ماند اما برای تو یک تعجب بی جهت

در شهر من نوشته نانموده خوانی نامه نانوشته را شور کلامت بی پرده. بگویم از حالم٬ بی قرار مانند بهمن٬ شاپرکها مانند پروانه ها نیستند٬ جای جدید طلب نمی کنم از دل تو مثل خروار گوهر

شبیه چه شدم٬ شالم بلند است روحم تهی بی نگار نشدم و نمی شوم برکت از آن همه می خواهم صبر به عنوان دارم٬ یکی دیگر بگوید ادامه دارد این نامه

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 12:15 توسط امیر| |
چشمامو باز می کنم برای تصور خدا یه روح بی قرار میشم تا حرف دلمو به خدا بگم خسته نشی از حرفم همینه دردودل با خدا به خدا خیلی سخته برام دردودل بگم به خدا

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 0:0 توسط امیر| |
این یاد حسین همه نظرها را به خود می کشاند چرا که سالهاست با یاد حسین(ع)

 بزرگ شده با عزاداری کردن برای حسین خاطره ها دارند همه از یاد حسین گرامی

میداریم برای کربلا .

ای غم شده سپاه خاک روزگار خورشید را به یادم آور

تمام شدن نیک کلمات پروانه را به یادم آور

آن خاک زنده به یاد دارد به یادم آور ای خاک

شهادت امام حسین (ع) و ۷۲ تن از یاران با وفای  امام حسین(ع) را به همه تسلیت می گویم.

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 13:2 توسط امیر| |